|
همونطور که قبلا قول داده بودم در این پست نویسندگان وبلاگ را حضورتون معرفی می کنم تا درس عبرتی باشه برای همه کسانی که وبلاگ می نویسند و فکر می کنند هیچ وقت هویتشون فاش نمیشه ...! درضمن سربازانی هم که این مطلبو می خونن یادشون باشه که تصویر دومی هم در کارخواهد بود که زیاد هم دور نیست به قول شاعر چون سرآمد دولت شبهای وصل ** بگذرد دوران هجران نیز هم دوران هجران دوران وصال!
لازم به توضیحه که به دلایل ژئوپولیتیکی تغییراتی آگاهانه در این عکسها داده شده ، لطفاً به گیرنده های ذهنتون دست نزنید!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 21:16  توسط سرباز وطن
|
یکی از مسایلی که ذهن بسیاری از سربازان را در طول دوران شیرین! سربازی به سوی خود می کشد، تدارک زندگی آینده و از همه مهمتر بحث شیرین!! ازدواج است. که البته یکی از دلایل آن امتیازاتی است که سربازان متأهل از آن بهره مند هستند. مرخصی در دوران آموزشی، تقسیم در محل زندگی همسرشان یا کاهش پستهای شبانه از این دست امتیازات هستند.( البته یه دسته دیگری از سربازها هم از این امتیازات بهره مند هستند که البته من روشهای آنها را توصیه نمی کنم!) خب باید بگم خوشبختانه جای هیچگونه نگرانی نیست چون بلافاصله بعد از اتمام سربازی و بر طرف شدن شرایط آن، و لمس برخی واقعیتها (از قبیل آگاهی از ازدواج دوست دخترش با یه پیرمرد پولدار!) کاملاً از فکرازدواج بیرون می آیند. و شعر زیر را که در پادگان برای دلداری هم می خواندند از یاد خواهند برد؛ رنج گل بلبل کشید و حاصلش را باد برد ** رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد خواهش می کنم تلفن بعدی رو وصل کنین! الو ...بفرمایید...
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:45  توسط سرباز وطن
|
آخرين کلمات يک نارنجکانداز : گفتی تا چند بشمرم؟ آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه! آخرین کلمات یک سرباز: گفتی چند ماه اضافه خدمت ؟...
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:17  توسط سرباز وطن
|
چــون ابر به نوروز رخ لاله بشســت برخیز و به جام باده کن عزم درست کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رست حالا پا نشی از فردا بری باده گساری کنی!! این شراب فرق داره اصلاً مزش ترشه! بگذریم. میگم خدا پدر و مادر این جمشید و بیامرزه و الا ما همین سالی یه بار هم از دیدن اقوام محروم بودیم با این همه بعضی ها همین بهونه عید رو هم برای دیدن همدیگه از دست میدن... ححححییف... آخه عزیز من مگه نمی دونی مهمترین ویژگی نوروز همین همبستگی و همزیستی همه مردمه. مردمی كه با گرد اومدن كنار همدیگه شادی خودشونو با هم تقسیم میكنند. با بوسیدن روی هم، كدورتها رو کنار میزارن. و با دیدار از بزرگسالان، سپاس و قدرشناسی خودشونو تقدیم میكنند؟... اون وقت مادرت میگه بیا بریم خونه عموت، دهنتو کج می کنی؟! لب ور می چینی؟! خجالت نمی کشی؟! پاشو لبو لوچتو جمع کن.. پاشو..! 20 دقیقه برای آیین کهنت برای خانوادت برای خودت ( برای دختر عموت!) احترام قائل باش. لا اله ... لابد میگین این پست چه ربطی به سربازی داشت! خب نداشته باشه مگه همه چی باید به سربازی ربط داشته باشه؟؟ اصلا من خدمتم تموم شده می خوام راجع به مسائل اجتماعی بحث کنم! ( -حالا جون داداش این دفعه رو کوتاه بیا ...) – باشه فقط همین یه بار، اما همچین بی ربطم نیست چون آخر این ماه بی حرف پیش، سئین قراره کارت پایان خدمتشو بگیره و خلاص! براش آرزوی موفقیت می کنم. والسلام!
+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 21:47  توسط سرباز وطن
|
اطراف تهران بویژه منطقه جنوب شرق زیستگاه یکی از شاهکارهای آفرینش یعنی آشخور است. همانطور که از نامش پیداست قوت غالب او آش می باشد. البته او از میوه های درختان بویژه توت نیز تغذیه می کند. تا کنون گونه های بسیاری از این موجود سخت پوست از جمله خاکی، سفید، لجنی،سیاه، سبز، آبی و ...شناسایی شده اند.درآمد ماهیانه این جاندار که بواسطه کار شبانه روزی و بعضاً بیگاری در سرما و گرما حاصل می شود از 20 تا 40 هزار تومان متغیر است. از نکات حائز اهمیت در مورد این جاندار برخورد مردم با اوست که چیزی بین احترام و ترحم است که در عین حال هیچ کدام هم نیست. علاقه بسیار این موجود به پیچاندن توجه دانشمندان بسیاری را به خود معطوف داشته است. نتایج تحقیقات نشان می دهد طول عمر این جاندار در طول تاریخ نوسانات بسیاری داشته است. گونه های قبلی آشخور از 20 تا 24 ماه عمر می کرده اند اما درحال حاضر عمر ایشان به 18 ماه کفاف نمی دهد. محققان علت عمده این تغییر را رشد بی رویه این جاندار در سالهای اخیر و در نتیجه کاهش تغذیه این جاندار عنوان کرده اند. دشمن اصلی و قسم خورده او دژبان است. دژبان ها موجوداتی بسیار خطرناک هستند که به محض دیدن آشخور، پاچه او را گرفته و ازهم می درند. متأسفانه دشمنان زیاد ، پراکندگی بیش از حد ، عدم تغذیه و درآمد مکفی، بقای این موجود نادر را با خطر انقراض روبرو کرده است. این در حالی است که اکولوژیست ها معتقداند آشخوران موجوداتی سازش پذیر بوده و به بومیان و بویژه همنوعان خود کمکهای شایانی می کنند؛ از آن جمله می توان به برقراری امنیت، آبادانی و ایجاد انگیزه برای کار و ادامه تحصیل در زیستگاهشان اشاره کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 20:32  توسط سرباز وطن
|
یادمه اوایل خدمتم بود، از پادگان بر می گشتم و کنار اتوبان منتظر ماشین ایستاده بودم. خسته و درمونده، که یه بنده خدایی دلش به حال نزار من سوخت و سوارم کرد. یه نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: "چند ماه خدمتی؟" با بی میلی گفتم: "6 ماه..."، با لحنی قاطع گفت:"فردا خدمتت تمومه!" لبخند تلخی زدم اما تا خواستم بهش بگم ای بابا نفست از جای گرم بلند میشه، (انگار که می دونست چی می خوام بگم) توضیح داد که تو دوران خدمتش یکی این حرفو بهش زده و به چشم بر هم زدنی خدمتش تموم شده. اون موقع حرفای راننده زیاد برام ملموس نبود اما حالا که بهش فکر می کنم می بینم واقعا فاصله زیادی رو تا جمله "فردا خدمتت تمومه" حس نمی کنم و واقعا به یک چشم بر هم زدنی گذشت (هر چند تعداد واقعیش یه چیزی حدود 9 میلیون پلک زدنه!). حالا بماند که مارو 200 متر اونورتر پیاده کرد و من مجبور شدم تمام مسیر رو برگردم تا ماشین گیرم بیاد! اما اون حرفشو هیچ وقت فراموش نمی کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 23:36  توسط سرباز وطن
|
با عرض درود فراوان به همه منتظرین کارت پایان خدمت
غرض از مزاحمت عرض تبریک به دوست دوست داشتنی سرباز وطن است که چندی کوتاه است که به مقام شریف پایان خدمت نائل آمده است. امیدوارم در تمامی مراحل زندگانی خویش موفق و سربلند باشد. زیاده عرضی نیست با کارتت خوش باشی چون به درد دیگری نمی خورد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 20:17  توسط سئین
|
خوبیه جایی که ما خدمت می کنیم (حالا بماند کجا) اینه که سربازهای متنوعی رو می بینیم! همین چند وقت پیش برای چهارمین بار سربازی پیش ما اومد که یک برادر دوقلوی سرباز داشت. جالب اینکه هم ایشون هم سه نفر قبلی شباهت حیرت انگیزی به برادرشون دارند. بعنوان مثال همین نفس خودمون که تا قبل از اتمام خدمتش برای ما مطلب می نوشت ( واز وقتی خدمتش تموم شد و رفت سر کار دیگه مارو تحویل نمیگیره!) یکبار با برادر دو قلوش اومدن پادگان. من اون موقع نمی دونستم که پای برادر دوقلویی هم در کاره. منم از همه جا بی خبر رفتم پیش برادرش (نمیدونم نفس اون موقع کجا استتار کرده بود) و شروع کردم طبق عادت، سلام و احوال پرسی و بگو و بخند و کلی هم سر بسرش گذاشتم اما دیدم این بنده خدا مات و مبهوت، نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخته لام تا کام حرفی هم نمیزنه. پیش خودم گفتم خدایا چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟ چرا تحویل نمی گیره؟ (نکنه رفته سر کار!) درین بودم من شوریده رنگ که دیدم یه قل دیگه داره خنده کنان بسمت ما میاد، تازه دوزاری من افتاد که ای دل غافل عجب سر کاری رفتم . بله ... البته باید بگم که در اصطلاح پزشکی به این نوع دوقلوها میگن Monozygotic یا تک تخمی یا مشابه (Identical twins) و این وضعیت زمانی اتفاق می افته که یک تک تخم، سلول لقاح یافته (تخم بارور) را شکل می ده که بعداً به دو جنین مجزا تقسیم می شه. این دو هم جنس هستند و خصیصه ها و ظاهر فیزیکی بسیار مشابهی دارند (چاکریم...!).
مخلص کلام غرض این بود که در جریان باشین اگه یه موقع با یکی از دوستان یا همکارانتون شوخی کردین و دیدین داره چپ چپ نگاه می کنه، نگیرین بنده خدا رو بزنین شاید یه برادر "مونو زیگاتیک" داشته و به شما نگفته!
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 19:39  توسط سرباز وطن
|
ابتدا برای درک بهتر مشمولین عزیز ، دوران خدمت را به دو قسمت آموزشی و بعد از آموزشی تقسیم می کنم؛ 1- دوران آموزشی: - دوران آموزشی اضافه خدمت ندارد، پس از تهدیدات فرمانده گروهان در این مورد بیمی به دل راه ندهید. - حتی الامکان سعی کنید عهده دار هیچ گونه مسئولیتی نشوید. اما با مسئولین ارتباط نزدیک داشته باشید. - اگر به تخصصی مانند خوش خطی، اهل مطالعه یا ورزشکار بودن و ... از بین شما نیاز شد هرگز داوطلب نشوید، چون نه تنها هیچ گونه امتیازی بدست نمی آورید بلکه متحمل بیگاری نیز خواهید شد. - مراقب باشید تا در بین سربازان و بویژه در نظر فرمانده و جانشین گروهان تابلو نشوید. - امتحانات را جدی نگیرید. - به میدان تیر به عنوان یک سرگرمی مفید نگاه کنید نه یک میدان رقابت. - به شایعات توجهی نکنید. - سعی کنید خوب بخوایبد. - توالتها را زیاد اشغال نکنید چون این زمانها جزء خدمت محسوب نمی شود! - مراقب باشید بیمار نشوید چون معمولا فرصتی برای بهبود ندارید. - احترامات نظامی را رعایت کنید. - تا می توانید کلاسها را بپیچانید. - لباسهای سربازی خود را کمی بزرگتر از اندازه خود انتخاب کنید. - پوشش خود را همواره تمیز نگاه دارید. 2- دوران بعد از آموزشی: - لباسهای خود را همواره آلوده نگاه دارید. - از پوشیدن لباسهای نو و اتو کرده جداً بپرهیزید. - هرچه لباسهای شما کهنه تر ( به اصطلاح پایه تر) باشند از احترام بیشتری نزد سربازان و دژبانان برخوردار هستید. - حتی الامکان مرخصی های خود را برای ماه آخر ذخیره نکنید چون امکان سوخت شدن آنها زیاد است. - هیچ گونه راهنمایی از دژبانها نخواهید. - حتما برای ورود و خروج یک حلّی داشته باشید. - مسئولیت قبول نکنید کارهای واگذار شده را همانطور که از شما خواسته اند انجام دهید نه بیشتر و نه کمتر. - برای گرفتن کارت روزشماری نکنید. - هرچه بیشتر از خدمت انزجار دارید باید مرتب تر حاضر شوید، یک روز اضافه خدمت برای شما هفته ها طول خواهد کشید (اگر فیزیک کوانتوم خوانده باشید درک این مطلب دور از ذهن نیست). - نگران اضافه خدمت دفترچه ای نباشید چون معمولاً بخشیده می شود. - در پایان اینکه سربازی مثل آتش است نه خیلی از آن دور شوید که یخ بزنید و نه آنقدر بدان نزدیک شویدکه بسوزید.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 17:56  توسط سرباز وطن
|
|